اول مهر و رفتن به پیش دبستانی 1
امروز رفتیم مهد کودک اولش با رضایت اومد طبق معمول تا دم در کلاس من رفتم دینا هم رفت تو کلاس ولی 10 دقیقه بعد با ناراحتی اومد بیرون گفت تو هم بیا تو باهاش حرف زدم راضی نشد بره زنگ زدم بابا رضا باهاش حرف زد و راضی شد و رفت تو ولی دوباره یه ربع بعد با گریه اومد بیرون و گفت بریم خونه منم برای اینکه زده نشه سریع اوردمش خونه و قرار شد عصر برای جشن دوباره بریم عصر بدون هیچ علاقه ای اومد ولی هر کاری کردم تو نرفت و برگشتیم خونه الان هم میگه دیگه نمی رم.نمیدونم اگه نره چی کار کنم خیلی نگرانم

دینا به خاطر افتاب چشماشو بسته

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اول مهر و رفتن به پیش دبستانی 1
