دینا جون دینا جون، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
دانیالدانیال، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 8 روز سن داره

دینا و دانیال غنچه های مامان و بابا

اول مهر و رفتن به پیش دبستانی 1

1392/7/1 23:08
نویسنده : مامان هدی
216 بازدید
اشتراک گذاری

امروز رفتیم مهد کودک اولش با رضایت اومد طبق معمول تا دم در کلاس من رفتم دینا هم رفت تو کلاس ولی 10 دقیقه بعد با ناراحتی اومد بیرون گفت تو هم بیا تو باهاش حرف زدم راضی نشد بره زنگ زدم بابا رضا باهاش حرف زد و راضی شد و رفت تو ولی دوباره یه ربع بعد با گریه اومد بیرون و گفت بریم خونه منم برای اینکه زده نشه سریع اوردمش خونه و قرار شد عصر برای جشن دوباره بریم عصر بدون هیچ علاقه ای اومد ولی هر کاری کردم تو نرفت و برگشتیم خونه الان هم میگه دیگه نمی رم.نمیدونم اگه نره چی کار کنم خیلی نگرانم

دینا به خاطر افتاب چشماشو بسته

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان پانیسا
1 مهر 92 23:46
عزیز دل خاله تو چقدر نازی
عینکت چقدر خوشگله
ماشالله چه خانمومی به به
دینا جونم منم همیشه میگم کاش دختر من زود بزرگ بشه و عین شما خانم بشه بره پیش دبستانی
از مامانت می خوام این نوشته منو حتما برات بخونه گل یاسم
من تازه وبلاگ تو پیدا کردم راستی بهت گفتم چه چشمای نازی داری تازه بااون عینک قشنگتر هم شده من عاشقشتم خیلی دوست دارم
من هرروز میام و به اینجا سر میزنم اما تو هم باید قول بدی بیایی و بگی امروز تو مدرسه چه کار ها کردی باشه گل نازم


سلام خاله جون مهربون دینا امروز رفت سر کلاسشو بهش خیلی خوش گذشت.مرسی از نظرای قشنگ و با محبتت.میشه ادرس وبلاگ پانیسا جونو بدی ما ببینیمش من نتونستم پیداش کنم
مامان ترنم
2 مهر 92 8:37
سلام عزیزم ممنونم به من سر زدی

خصوصیتو چک کن



سلام خواهش میکنم وممنون عزیزم
مامان پانیسا
3 مهر 92 12:45
دینا جون اجاز میدی وبلاگ خوشگلتو لینک کنم برای پانیسا


خیلی هم خوشحال میشم من شما رو لینک کردم البته با اجازه
مامان پانیسا
3 مهر 92 22:57
چقدر خوب ممنونم خیلی هم دوست دارم وبلاگ فرشته نازی مثل تو رو داشته باشم تو وب دخترم